| در BBC فلتر شدم |
وبلاگهایم: "یادداشت هایی از کابل" و "افغانلارد" در بوشهوز(لندن) از طرف بیبیسی به کارمندانش فلتر شده است. بیبیسی زمانی دست به فلتر کردن هر دو وبلاگم زد که یکی از کارمندانش در کابل بنام "رامین انوری" مرا تهدید به مرگ کرد و گفته بود که به زودی نابودم میکند. بالآخره من تحقیق کردم و رد پای آن آدمی که میخواست مرا به قتل برساند را یافتم و به سران بیبیسی شکایت بردم. ریچارد سمبروک رئیس اصلی بیبیسی و مایک گاردنر سخنگوی بیبیسی در آنسو قرار داشتند که از نجاست کارمندش سرافکنده به من جواب مینوشتند. البته جواب آنها معمولا از طریق ظاهر طنین به من میرسید. ظاهر طنین با اصرار بیش از حدی که داشت میخواست مرا متقاعد سازد که من به سادگی از این قضیه بگذرم. ظاهر طنین رو در رو از من خواهش کرد یادداشتهایی را که در باره بیبیسی نوشتهام پاک کنم. اما من جواب رد دادم و گفتم خودم را سانسور نخواهم کرد. بهرحال بیبیسی از ادامه آن سرباز زد. چون در آنصورت بیبیسی باید غرامت میپرداخت و این موضوع هم به جاهای بالا کشیده میشد. البته اگر زنده ماندم روزی از یخن بیبیسی خواهم گرفت. در ضمن در همان گیرودار من و بیبیسی، رد پای شخصی را که بنام مستعار "فرهاد" از رامین انوری و بیبیسی دفاع میکرد و به من فحاشی و هتاکی میکرد هم پیدا کردم. پیام کوتاهی به آدرس رسمی بیبیسیاش (ah) در لندن فرستادم. و بالآخره من دریافتم که درد آن ستم رفته چه بوده است. او از غرب افغانستان است. در آن پیام کوتاه خواهشی نکردم، فقط گفته بودم اگر تکرار شود من مجبور میشوم دست به اقدام بزنم که سرانجام دست از هتاکی برداشت و رفت پشت کارش. من تمام قضیه را میدانم و درست دنبال کردم. من حتی به کمک مخهای پیشرفتهء مصنوعی، نقشه جغرافیایی خانهای که آن ستم رفته با یکی از وطندارانش، شبها در آنجا میخوابید، پیدا کردم. بقیه گپها بماند. گپ خلاصه اینکه کارمندان بیبیسی دیگر نمیتوانند یادداشتهایی سهراب کابلی را در درون این دستگاه خبرپراکنی بخوانند چون وبلاگ یادداشت هایی از کابل و افغانلارد فلتر شده است. |