امروز هوایی کابل آفتابی است ولی طی دو روز گذشته هوای کابل کاملا بارانی بود. هوا بسیار سرد شده است و برق شهر هم یک شب در میان نوبت شده است. بنظر میرسد زمستان امسال سردتر از سال گذشته خواهد بود که در آن بیش از دو صد نفر از سرما جان باختند.
من هم باید امروز بروم چری که همان بخاری چوبی است بخرم. چوب هم قیمت شده است سیراش از ۲۵ افغانی بالا رفته است. همی لحظه از حمام برآمدم چنان میلرزم که خواندن قطعن زمین برایم صدق میکند که درد دندان دارم و دندان به دندان میزنم، طاق انبر ندارم سر به سندان میزنم. انگشتانم کرخ شده است و به آسانی قادر به تایپ کردن نیستند. کلمات هم هرگز به یادم نمیآید که چه مینویسم. مثل انکه مخم هم یخ گرفته باشد و نیاز به حرارت دارد. خدا میداند زمستان چقدر سرد خواهد بود که حالا این قدر هوا یخ شده است. دلم نمیشد چیزی بنویسم ولی در این چند روز مثل انکه چیزی را گم کرده باشم سرگردان بودم. وبلاگ نویسی معتادم ساخته است. فکر میکنم دیگر چارهای نیست جز آغوش باز کردن. |