یادداشت هایی از کابل
دی 1384
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
آرشیو
پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1384
کمی مهربانی

اینجا اقیانوس درد است
طلاطمش تا دورها موج میزند،
دندانهایش از جنس برف است
و لب‌های برنده‌تر از شمشیر چنگیز
و سیاهتر از شب
ما مرده‌ایم
زمان ما را میبرد با خود
خفته در بستر مرگیم ما
آنکه نجات‌مان دهد کجاست؟

چقدر دردیم ما
نمیخواهم چهره‌اش بنگرم
سردم است
گناهم معلوم است
گرسنه‌ام‌ ـ
نان
عریانم ـ
کمی مهربانی
گلویم می‌فشارد درد
می‌فشارد اندوه
من سراپا اندوهم،
تنیده در بغض
اندوه آهنگین مرگم
از اندوهم ترانه مرگ را میسرایند
اچ‌ آی وی ام معلوم است ـ
گرسنگی

عفونتم ـ
ازدحام زخم‌ها است
کجاست واژه‌ای ـ
که دردم را بگویم؟؟

بی‌جدل
مرگ را تکرار میکنم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 404201


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها