مقدمه فکر میکنم علی محقق نسب کار فوقالعادهای انجام نداده است که بدان این چنین ستمی متحمل بشود. قبلا بسیاری بودهاند که در این مورد بیشتر و عمیقتر پرداختهاند یعنی محقق نسب درست پا جای پای کسانی میگذارد که این روند توسط آنان به کررات تجربه شده است. و این نخستین موردی نیست که علی محقق نسب خشم مولویها و رجال مذهبی ـ افراطی را بر بیانگیزد. دهها مورد دیگر در ممالک اسلامی اتفاق افتاده است که برخی آن نویسندگان حتی در این راه قربانی شدهاند و برخی دیگر نیز برائت یافتهاند. متاسفانه متولیان دین اسلام از قبل محدودیتسازی کردهاند و جای برای حرف گفتن و نقد را روی تاق بالا گذاشتهاند. و حکمی هم بنا کرده اند که اگر کسی مرتکب چنین اعمالی شد، مرتد شمرده میشود. آنگاه گردن این آدم باید در دم شمشیر برود و بس. دینِ شمشیر و شلاق یعنی همین و بس. از صدر اسلام تا کنون نمادی که ممالک اسلامی تاهنوز آنرا تغییر ندادهاند شمشیر است، نماد خشونت، قتل، ترور و وحشت.
بهرصورت وظیفهء ماست که در دفاع از این روشنفکر آگاه برخیزیم. نگذاریم آزادی بیان خدشه دار شود. لازم به یادآوری است که گفته میشود بازداشت علی محقق نسب، انگیزهء سیاسی دارد و ربط چندانی با موضوع هم ندارد. علی محقق نسب نویسنده کتابی است بنام "ولایت فقیه و مرزهای جغرافیایی" که در ایران نیز یک دوره زندانی را پشت سر گذرانده است. کارمندان مجله «حقوق زن» گفتهاند که سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل مستقیما در این قضیه دست دارد. گفته میشود علی محقق نسب چندی پیش در شماره پنجم مجله «حقوق زن» مقالهای را به چاپ رسانده بود که موضوع آن ارتباط میگرفت به سیاستهای غلط ایران در قبال افغانستان که سفارت ایران در کابل از نشر آن به خشم آمده بود.
طبق اظهار یکی از کارمندان دفتر مجله حقوق زن، بازداشت علی محقق نسب شکل اختطاف را داشته است. چون در مدت سه روز فامل و همکارانش هیچ اطلاعی از بازداشت وی نداشتهاند. امنیت از این قضیه بیخبر بودهاند. طبق گفتهای یکی از همکاران وی، قضیه این بازداشت بیشتر جنبهء شخصی داشته است که گفتهاند آیتالله محسنی نیز در این قضیه دخیل است. از بعضیها دیگر هم شنیده میشود که قبل از دستگیری وی، دو تن از روحانیون افغانی به ارشاد متولیان مذهب شیعه در شهر قم ایران، به تمام مراکز حقوقی و قضایی افغانستان مراجعه کردهاند و این قضیه را بالا کشیدهاند و ظاهرا این دو تن هم با مرکز علمای افغانی در کابل در تماس بودهاند.
-------------------------- این شما و این هم مقالهء علی محقق نسب ارتداد در اسلام
مسألهی ارتداد، از مسایل مهمی است که در علوم مختلف مانند تفسیر، کلام و تاریخ مورد گفت و گو قرار گرفته و کرانههای متفاوتی یافته و ابعاد خطرناکی پیدا کرده است. این مسأله از جانب فقیهان شیعه با توسل به روایات نقل شده از امامان، تحت عناوین فقهی مطرح شده و در اکثر کتب فقهی مذکر گشته است. ارتداد به عنوان یک حربهی سیاسی_مذهبی و وسیلهی سرکوب و خشونت در اختیار حاکمان ستم پیشه قرار گرفته از یک سو مانع ترقی و تکامل علمی جامعه گردیده و از سوی دیگر نخبگانی را از جامعهی مسلمان گرفته است. مسألهی ارتداد، در طول تاریخ اسلام به عنوان شمشیر برنده در اختیار قدرتهای استبدادی بوده که بر علیه دانشمندان، اصلاح طلبان و منتقدان نظام حاکم به کار رفته و نابهنجاریهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فجایع داخلی را به وجود آورده است. درباره ی ارتداد وآثار و پیامدهای آن، سوالهای جدی و اساسی مطرح است که تاکنون به صورت صحیح و منطقی پاسخ نگرفته است. برخی از آن سوالهای عبارتند از: - ارتداد چیست؟ آیا ارتداد جنبهی فکری واعتقادی دارد یا جنبهی سیاسی واجتماعی؟ - عنوان ارتداد با آیات قرآن مقدس، نظیر«لا اکراه فیالدین»، «لکم دینکم ولی دین» و «من شأن فلیؤمن و من شأ فلیکفر» و «انا هدیناه النجدین اما شاکراً و اما کفوراً» چگونه سازگار است؟ - احکام ارتداد، با تکلیف مالایطاق همسویی دارد و قابل جمع است؟ - احکام ارتداد با مسلمات اصول ومبانی دینی اسلام سازگار است؟ - احکام ارتداد با یافتههای عقلی نظیر آزادی فکر، آزادی بیان چه نسبتی دارد؟ - آیا احکام ارتداد و آثار آن با قواعد حقوقی و اسناد الزامآور بینالمللی و حقوق بشر سازگار است؟ - آیا در زمان حیات رسول خدا، مجازات ارتداد به معنای مصطلح فقهی آن «ارتداد فکری و عقیدتی» اجرا شده و رسول گرامی اسلام، کسی را به جرم ارتداد عقیدتی مجازات کرده است؟ - احکام ارتداد با مواد قوانین اساسی کشورهای اسلامی که آزادی بیان و آزادی عقیده را شعار میدهند سازگاری دارد؟ - آیا دستگاه قضایی و یا عالمان مذهبی حق دارند که شخصی را به جرم ارتداد تحت تعقیب قرار دهند؟ - آیا ارتداد، اصولاً جرم است؟ آیا عناصر جرم، در عنوان ارتداد موجود است؟ و ...؟ از آن جا که عنوان ارتداد، در تاریخ اسلام همچون حربهای در اختیار سلاطین، زور مداران و تزویرگران بوده و مورد سؤ استفاده قرار گرفته وباعث سرکوب متفکران و حقیقت جویان گشته است، جامعهی جوان و تحصیل کردهی ما، نیاز شدید به شناخت این حربهی کهنه و فرسوده دارد تا دیگر بار در قرن بیست و یکم گرفتار آن نگردد و سود جویان مذهبی و سیاسی نتوانند از این وسیلهی خشونت و سرکوب استفاده نمایند. مطالعه و تحقیق در ابعاد وجودی و آثار فقهی و تبعات سیاسی ارتداد و مستندات دینی آن میتواند مفید و کارساز باشد و جامعه را با خصوصیات آن آشناگرداند و در نهایت راه سؤ استفاده از این عنوان فقهی را مسدود نماید. مقالهی حاضر میکوشد که «ارتداد» یا «مرتدشدن» و یا «بیدین شدن» را معرفی نموده تا جایی که مجلهی حقوق زن گنجایش دارد و فرصت تحقیق و بررسی مسیر میشود، ناگفتههایش را بازگوید و ناصواب گفتههایش را بنمایاند و سؤ استفادهها و سؤ فتواها و سؤ عنوانهایش را برملاکند. باشد که جامعهی در حال رشد و تعالی ما، با اسلام آزادی بخش، مترقی، پیشرو، انسانساز، انسان دوست، صلح طلب، تمدن پذیر و منطق گرا، آشنا شوند و بدانند که اسلام واقعی غیر از اسلام واعظ و مجاهد است!
ادامهء این مقاله را در وبلاگ دیگرم در اینجا بخوانید در افغانلینوکس |